السيد الطباطبائي
193
مجموعه رسائل ( فارسى )
كه در كتاب « برهان » مد نظر است . سپس در فصل ديگرى بيان مىكنيم كه لازم است مقدمه برهان « كلى باشد . و « كلى » بر دو معنا اطلاق مىشود : اول آنچه كه فرض صدق آن بر كثيرين ممتنع نباشد . يا آنچه كه حكم آن بر تمام افراد ثابت بوده . و سور قضيه نيز باشد . و اين معناى « كلى » در كتاب « قضايا » است . دوم : حكم براى موضوع در تمام زمانها و بر تمام افراد ثابت باشد . اما سور قضيه نباشد ، بلكه نسبت به هر دو مورد مانند جهت باشد ، اعم از اين كه سور ، كلى باشد يا جزئى ، و اعم از اين كه كيفيت قضيه دوام باشد يا فعليت . مانند آنچه كه در مورد « ضرورت » گفته شد . پس اگر قضيه بالفعل موجهه باشد يا در بعضى از اوقات . بدون دوام ، چنين باشد ، مانند اين قضيه كه : انسان در زمانى تنفس مىكند . لازم است اين قضيه در تمام اوقات صادق باشد . هر چند موضوع آن غير كلى است . و مانند اين قضيه كه : ماه ضرورتاً زمانى كه زمين بين آن و خورشيد قرار بگيرد خسوف مىكند ، كه لازم است اين حكم بر هر قمرى كه به عنوان قمر زمين فرض شود ، صادق باشد . اين معناى « كلى » ، همان معنايى است كه در كتاب « برهان » مد نظر است . پس اگر قضيه فاقد چيزى از اين معنا باشد . خارج از صناعت « برهان » بوده . و در « برهان » مورداستفاده قرار نمىگيرد . از اينجا معلوم مىشود كه قضيهاى كه در « برهان » مورد استفاده قرار مىگيرد ، قضيه عرفيه عامه است . نيز روشن مىشود كه قضاياى اعتبارى برهان ندارند . و نظير اين مطلب در مورد كيفيت برهان درباره جزئيات نيز صادق است . سپس در فصلى ديگر روشن مىكنيم كه لازم است مقدمه برهان ، در مورد آنچه كه سبب دارد ، از طريق سبب معلوم باشد . و از اينجا روشن مىشود كه برهان بر دو قسم است : برهان ان و برهان لم . بدان كه از فوايد علم از طريق سبب ، علم به كليت تصديق است ، زيرا چه بسا يك